شمس الدين احمد
46
خزائن الملوك ( فارسى )
آنست كه انسان تخيل كند كه چيزى از مكان بلند پيش روى او مىافتد و باشد كه ازين خيال ناگهانى بترسد و رنگ خيال بلون خلط ماند و نوعيست از خيالات كه انسان شئ واحد را از مسافت بعيد اشياى كثير تصور كند و وجهش آنست كه ما بين بصر و مبصر ؟ ؟ ؟ شنطاياى رطوبت حائل شود نزول الماء نزول بضمتين در لغت بمعنى فرود آمدن چيزى از بالا آمده و ماء بتازى آبست و بهندى موتيابند نامند و در مرض نزول الماء اطبا را اقوالست ابن سرافيون و اكثرى از متقدمين و متاخرين برانند كه وى آبيست كه از سر فرود آمده ما بين طبقهء عنبيه و رطوبت جليديه بايستد و بعضى گويند كه محلش ما بين قرنيه و عنبيه است اما آنچه حق و مختار شيخ الرئيس و تابعان ويست آنست كه وى مرضيست سدّى عنبى يعنى سدهايست كه در ثقبهء عنبيه افتد و كيفيت حدوثش اينست كه رطوبت غريبه از سر فرود آمده در ثقبهء عنبيه ما بين رطوبت بيضيه و صفاق قرنيه بايستد و مانند تكرخ آبكامه و آب انگور ترش متكرج شود و از آنكه خروج شعا و دخول اشباح كه عبارت از بصارتست على اختلاف المذهبين متعلق به همين منفذست هرگاه از رطوبت مذكوره اين منفذ مسدود شود بحسب انسداد اجزاى او بطلان بصارت رو نمايد مثلا اگر رطوبت مذكوره تمام ثقبه را درگيرد پس بصارت بتمامها زائل شود و اگر اندك بود و بعض اجزاى ثقبه خالى باشد از جهت مكشوف رويت ممكن بود و احوال وى مختلفست گاهى هالهمانند گرداگرد ثقبه را درگيرد و وسط آن خالى بود پس انسان هر چيز را كه بتعمق و مواجهه نگرد وسط آن چيز ديده شود و گاهى وسط را درگيرد و اقطار و حوالى آن خالى بود پس بالمواجهه وسط مرئيات نتواند ديد ليكن بانقلاب حدقه نمايان گردد و گاه باشد كه همگى ثقبه بسته شود ليكن چون آب رقيق و بسيار تنك بود مانع ابصار اضواى ساطعه و اجسام ذى انوار نگردد اما تا هم از ضعف خالى نباشد و اين نوع را اطبا رقيق منتشر گويند و فاضل الاطبا جالينوس گفته كه نزول الماء عبارت از غلظت رطوبت بيضيه است و اطبا را در تفسير اين قول اختلافست گروهى و منهم الحسين بن اسحق بسوى ظاهر رفته يعنى وى گويد غلظت جوهر بيضيه است و محققين و منهم صاحب التذكرة گفته كه مراد از وى آنست كه رطوبتى غريبهء غليظة الجوهر در بيضيه حاصل شود پس اندكاندك از ان مترشح شده و از ثقبهء عنبيه برون آمده بر روى ثقبهء مذكور تحت قرنيه بايستد نه آنكه جوهر بيضيه بسبب برد غليظ شود و بيفشرد كما زعمه بعض الاطباء و استاذ احمد فرح گفته كه نزول الماء سه گونه است يكى آنكه آب فرود آيد و ما بين عنبيه و عنكبوتيه بايستد و بصارت باطل كند ؟ ؟ ؟ كالغمام ظاهر شود و اين نوع را لاعلاج گفتهاند دوم آنكه